چگونه معلمی حرفه ای باشیم؟

چگونه کلاس جذابی برای دانش آموزان خود فراهم کنیم ؟
فرض کنید وارد کلاس شده اید . اولین قدم تدریس شما پس از ورود به کلاس چیست ؟ به عبارت دیگر ، چه کارهایی را باید انجام دهید ؟ و از انجام چه کارهایی باید بپرهیزید ؟ اگر کلاس شلوغ بود چه باید کرد ؟ و ...
فرآیندی را که را که در پی می آید ، مرحله به مرحله طی کنید ، و مطمئن باشید که کلاس جذابی خواهید داشت .
• مکث کنید ، منتظر بمانید تا همه ی کلاس آماده شود . تک تک دانش آموزان را از نظر بگذرانید ، قبل از آن که همه ی کلاس آماده شود ، تدریس خود را شروع نکنید .
• اگر کلاس شلوغ است ، به دانش آموزان شلوغ ، خیره شوید ، تغییر فعالیت دهید ( مثل جابه جایی صندلی کلاس ، نگاه به دفتر نمره و نگاه به دانش آموزان و ... )
• هرگز تدریس خود را با ارعاب و تهدید آغاز نکنید . صحبت های خود را دوستانه و به آرامی آغاز کنید .
• از مطالب درس قبلی سوال کنید ، بدون یادآوری درس قبلی درس جدید را آغاز نکنید .
• برای تدریس درس جدید ، دانش آموزان را آماده کنید ، و برای آماده سازی ، سوألات غیر مستقیم اما در ارتباط با درس جدید از دانش آموزان نکنید .
• تدریس خود را با مثال های ساده ، به روز و کاربردی آغاز کنید . از بیان مثال های تکراری و اصطلاحات فنی تا حدامکان بپرهیزید .
• مقدمات تدریس را آن قدر طولانی نکنید که دانش آموزان برای یادگیری موضوع اصلی درس ، خسته شوند .
• در این مرحله ، بر موضوع درس تمرکز کنید ، و تدریس خود را پی بگیرید .

چرا باید برای دانش آموزان ایجاد انگیزه کرد ؟
انگیزه را ، محرک هر فرد برای رسیدن به اهداف خود تعریف کرده اند .اگر معلمی نتواند از این عامل برای بهتر شدن تدریس استفاده کند . یک ابزار بسیار قوی را از دست داده است . از این رو ، توصیه می شود قبل از هر تدریس ، انگیزه ی دانش آموزان را برای یادگیری درس جدید افزایش دهید. « بیان اینکه چرا باید در دانش آموز ایجاد انگیزه کرد ؛ » می توان به این موارد اشاره کرد :
• برانگیختن علاقه دانش آموزان
• درگیر کردن دانش آموزان با موضوع تدریس
• معطوف کردن توجه دانش آموز، به آنچه که باید یاد بگیرد .
فنون ایجاد انگیزه در یادگیرندگان

بیان اهداف درس :

اهداف درس را برای فراگیرندگان به روشنی بیان کنید ، یعنی مشخص کنید که دانش آموزان پس از پایان درس به چه دانش و یا توانمندیهایی دست پیدا می کند .

معنا دار کردن یادگیری :
کاربردهای درس را در موقعیت های متفاوت زندگی ، برای دانش آموزان بازگو کنید ؛ یعنی طوری عمل کنید که دانش آموزان احساس کنند با یادگیری این درس می توانند مشکلی از مشکلات زندگی خود را حل کنند . در واقع، یادگیری ر ا برای دانش آموزان معنادار کنید .

مشارکت کردن دانش آموزان در بحث :
از روش هایی استفاده کنید تا کلاس درگیر بحث شود ، طوری عمل کنید که دانش آموزان خود را در یادگیری سهیم بدانند . برای مثال ، در حین تدریس از سوالاتی استفاده کنید تا دانش آموزان نیز مجبور به مشارکت شوند و پس از هر پاسخ منطقی از تشویق های کلامی و یا غیر کلامی استفاده کنید و ....

انجام تدریس از ساده به مشکل :
بکوشید ابتدا مباحث ساده را برای دانش آموزان ارائه کنید سپس به مباحث پیچیده برسید .

استفاده از مثال های ساده ، آشنا و دلنشین :
در سرتا سر تدریس ، برای تبیین و تفهیم هر چه بیشتر درس ، از مثال های ساده ، آشنا و دلچسب که موجب افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان می شود ، استفاده کنید .

تذکر نمره و آزمون :
برای درگیر کردن بیشتر دانش آموزان ، می توانید با تذکر نمره و آزمون آنان را برای یادگیری هر چه بیشتر درس ترغیب کنید . اما این ترغیب نباید جنبه ی تهدید به خود گیرد . برای مثال از این عبارت استفاده کنید : به احتمال زیاد از این درس ، یکی دو نمره در امتحان است . پس دقت کنید تا آن را خوب یاد بگیرید .

یادآوری :
از مورد آخر ( تذکر نمره و آزمون ) ، وقتی استفاده می کنیم که روش های قبلی جواب نداده باشد . دانشمندی می گوید : اکثر مردم غالباً به مسائل کم اهمیت ، بیش از مسائل مهم و مهمتر می پردازد ، و مسائل جنبی را چنان می پندارند که گویی امری حیاتی است ولی از بحث جدی درباره ی آن ها خودداری می کنند .در فرهنگ ما « آموزش – پرورش » عموماً و « تربیت معلم » و حتی خود « معلم » ، به رغم گردهمایی های رنگارنگ ، هنوز آن چنان که شاید و باید مورد بررسی ها جدی علمی قرار نمی گیرند . متأسفانه درباره ی بیشتر آن گردهمایی ها هم عبارت معروف « نشستند و گفتند و برخاستند ! » صادق است . در بحث از معلم و معلمین ، عمدتاً به جنبه های عشقی وذوقی آن توجه داریم و آن را صرفاً استعدادی خدادادی تلقی می کنیم و برای معلم شعر می سرایم و او را « فرشته ای » می پنداریم که ماشین پند و اندرز های سودمند است ؛ انسانی است معنوی و جز درباره معنا و نیکی ها نمی اندیشد و مسائل مادی – کم و زیادی حقوق – برایش مطرح نیست ! غافل از این که :
1. معلمی ، مهارتی کارملاً آموختنی است . چون پیچیدگیهای متعدد و متنوعی دارد ، به ویژه در روزگار اخیر که روز به روز پیچیده تر شده و می شود .
2. معلمی هم مانند سایر حرفه ها ، بی تردید ، مستلزم استعداد و عشق و ذوق است . استعداد ، خلاقیت ، استعداد کنجکاوی ، استعداد اندیشیدن انتقادی ، استعداد کلامی و استعداد یادگیری موثر و عشق و ذوق نیز در همه ی مشاغل از عوامل بسیار موثر در موفقیت به شمار می روند . اما به قول معروف در حرفه ی معلمی ، شاید هم در همه ی حرفه ها ، وجود این استعدادها شرط « لازم » است ، نه « کافی » . حتی یک نابغه مسلم ، لزوماً معلم موفقی نخواهد بود ؛ و با دارنده ی مدرک تحصیلی عالی در رشته های ، به اصطلاح ، « علوم تربیتی » لزوماً معلم موفقی نمی شود . از این رو ، شخصی را صرفا ً به سبب داشتن مدرک تحصیلی عالی نباید به حرفه ی معلمی گماشت . بلکه ضرورت دارد که حداقل دو سال ، به کارآموزی جدی در مهارت معلمی بپردازد و در ارزشیابی های عملی موفق شود .
3. معلمی با هیچ یک از مشاغل قابل مقایسه نیست : زیرا هیچ کار دیگری پیچیدگی های مسئولیت آموزش و پرورش را ندارد . به این معنا که مخاطب معلم ، انسان است ؛ مخلوقی که هنوز هم ناشناخته است و هنوز هم پیچیده ترین مخلوقات خداوندی تلقی می شود . روانشناسان در تلاش برای شناخت انسان هنوز اندرخم یک کوچه اند . البته ، امیدوارند روزی به این شناخت ، موفق شوند که امید شرط اساسی هر گونه پژوهش و شناخت است . و حتی آموزش و یادگیری بدون امید و انتظار پیامدهای مطلوب ( فیدبک یا بازخود) غیر ممکن است .
4. معلمی ، فلسفه و علم و هنر با هم است : چرایی ؟ چگونگی ؟ و چگونه خلاقیتی؟ از این رو ، معلم موفق یا موثر را « فیلسوف » و « عالم » و « هنرمند » - هر سه با هم – می نامند .
5. معلمی ، تدبیر است و تلاش : تلاش هدفمند ، نظام دار « سیتماتیک » ، و برانگیخته .
6. مهم تر از آن ها معلمی ، مدیریت حساس افراد بشر است : مدیریت همزمان مغزها ( معلومات ، افکار، عقاید ) ، دستها ( مهارتها ) و دل ها ( احساسات و عواطف ، گرایش ها ، ارزش ها ) به عبارت دیگر ، مدیریت معلمی ، مدیریت یادگیری ، مدیریت آموزش ، مدیریت موفقیت و هرچند غیر مستقیم ، مدیریت خانواده و در سطح‌کلان مدیریت جامعه و جهان است .
با توجه به نکات مذکور ، می توان سنگینی و حساسیت مسئولیت معلمان را به راحتی دریافت به همین سبب ، گفته اند بی توجهی یا کم توجهی به معلمی ومعلمان ، بدون تردید ، بی توجهی و کم توجهی به انسانیت و انسان است و ارزش نهادن به معلم ، در واقع ، ارزش قائل شدن برای بشریت است .

امروزه معلم فردای دانش آموزان ، و فردای دانش آموزان فردای جهان و جهانیان است . از این رو:
• نباید شخص معلم و کار او را دست کم تلقی کرد ؛
• باید سلامت زندگی او را در سلامت زندگی همگان در حال و آینده تلقی کرد ؛
• اگر او سالم و شاد باشد ، یعنی از آرامش و آسایش فردی واجتماعی برخودار باشد ، طبعاً اثرگذاری های سودمندی خواهد داشت ؛
• از معلمان‌باید انتظار داشت که متفاوت‌و انتقادی بیندیشند ؛
• معمولاً معلمان امر و نهی را بر نمی تابند . بنابراین ، راهنمایی ایشان ، که یقیناً ضروری است ، باید با محبت و احترام انجام گیرد ؛
• معلمان مانند همه ی مردم به رفاه در خور شأن خود نیاز دارند ؛
• ضعف علمی و حرفه ای معلم ، بدون تردید به ضعف کودکان و نوجوانان ، ضعف علمی ، ضعف عاطفی و ... و درنتیجه به ضعف جامعه منجر می شود؛
• شاید اغراق نباشدکه بگوییم : تقویت علمی و حرفه ای مداوم معلمان در همه ی سطوح تحصیلی ، به قول معروف ، از نان شب هم ضروری تر است . زمان یا موقعیت متغییر طبعاً مردم را ، اعم از خردسال و بزرگ سال ، تغییر می دهد . بنابراین معلم ، حتی دارنده ی بالاترین مدرک تحصیلی از معتبرترین‌دانشگاه‌جهان به‌تجهیز و تقویت علمی وحرفه ای مداوم نیاز دارد ؛ که غفلت از این ضرورت و اکتفای معلمان به اطلاعات موجودشان ، فاجعه ی انسانی بسیار ناگوار تلقی می شود .

7. همه ی معلمان به شناخت هایی از این قبیل نیازمند ند :
• شناخت خویشتن
• شناخت فلسفی وعلمی و هنری
• شناخت دانش آموزان و دانش جویان؛
• چه نیازهایی دارند ؟
• جامعه و جهان چه انتظارهایی از ایشان دارند ؟
• در چه شرایطی زندگی می کنند ؟
• چگونه یاد می گیرند ؟
• چه چیزهایی و چه مقدار باید یاد بگیرند ؟
• چه برداشت هایی از موفقیت ها و جامعه و جهان دارند ؟
• چه فرهنگی بر زندگی ایشان حاکم است ؟
• به چه نوع کمک های جنبی نیاز دارند ؟
• اوقات فراغت خود را در کجا و چگونه می گذرانید ؟
• از مدرسه ومدیر و معلمان خود چه انتظارهای مخصوصی دارند ؟
• شناخت فرهنگ جامعه و جهان معاصر .
• شناخت گذشته ، حال ، آینده ی احتمالی جامعه و جهان .
• شناخت مواد و موضوعات درسی گذشته و آینده ی آن ها .
• شناخت چگونگی آموزش دروس گوناگون در جهان امروز .
• شناخت چگونگی آموزش .
• یادگیری یادگرفتن ( یادگیری مداوم ).
• یادگیری به کاربستن ( یادگیری انتقال ).
• یادگیری زیستن ( یادگیری سالم زیستن ).
• یادگیری هم زیستی ( یادگیری تحمل افکار ).
• یادگیری منبع معتبر یافتن یا فرهنگ های مخالف .
• یادگیری استنباط و استنتاج و استدلال مؤثر .
• یادگیری سخن مؤثر گفتن .
• یادگیری بازاندیشیدن و فراتر اندیشیدن و انتقادی اندیشیدن.
• شناخت چگونگی جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردند .
• شناخت انواع و چگونگی اجرای مؤثر فعالیت های آزاد یا فوق برنامه و چگونگی مؤثر سازی آن ها در تغییر رفتار مطلوب در شرکت کنندگان .www.zibaweb.com
• شناخت چگونگی آموزش خانواده ها در جهان امروز .
• شناخت چگونگی کاربرد مؤثر فناوری در آموزش و پرورش جامعه ی خویش .
• شناخت چگونگی شرکت در خدمات اجتماعی و چگونگی آموزش آن ها به کودکان و نوجوانان .
• شناخت فنون و روش های گوناگون تغییر رفتار در دنیای امروز .
• شناخت چگونگی مدیریت زمان .
• شناخت چگونگی مدیریت استعدادها و توانایی ها.
• شناخت چگونگی تشکیل و مدیریت خانواده .
• شناخت چگونگی ارزشیابی شناخت های خود و دانش آموزان و دانش جویان .
• شناخت شرایط و ویژگی های مدرسه و پیش دبستانی ، دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان سالم و مؤثر در جامعه و جهان معاصر.
• شناخت چگونگی در جریان یافته های جدید علوم و معارف بودن .
• شناخت چگونگی آموزش انتقادی برنامه ها و کتاب های درسی و سایر وسایل آموزشی .
• شناخت چگونگی تشکیل و تجهیز کتاب خانه های مدرسه و کلاس .
• شناخت انتظارهای جامعه و جهان از مدارس و معلمان و چگونگی پاسخ دادن به آن ها .
پس :
ای کاش خود را " آن چنان که هستیم و باید باشیم یا می توانیم باشیم ، می شناختیم !
ای کاش آموزش – پرورش جامعه و جهان امروز و آینده احتمالی را می شناخیم !
ای کاش شرایط زندگی سالم و فراهم ساختن آن ها در دنیای امروز را می شناختیم !
ای کاش محدوده ی وظایف معلمان را می شناختیم !
ای کاش نقش معلمان در جامعه و جهان امروز را می شناختیم و ارزش آن را درمی یافتیم !
ای کاش به ضرورت رفاه و آسایش معلمان ، معتقد می شدیم !
ای کاش می توانسیتیم بیشتر بیندیشیم و کم تر حرف بزنیم !
ای کاش می توانستیم به راحتی بگوییم « نه » !
ای کاش می توانستیم در تدابیر و تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های آموزشی به جامعه و جهان با هم و هم زمان بیندیشیم !
ای کاش می توانستیم کودکان و نوجوانان را اشخاصی « مسئولیت پذیر » بار آوریم !
ای کاش می توانستیم بپذیریم ، که آموزش و پرورش عمل است نه سخنرانی های هیجان انگیز!
ای کاش می دانستیم که مدرسه جایگاه زندگی است نه آمادگی برای زندگی !
ای کاش می دانسیتم ، می پذیرفتیم ، و عمل می کردیم که مدرسه ی پیشرفته از لحاظ علمی و آموزشی ، منبع معتبر یادگیری برای همگان ، حداقل برای اولیای دانش آموزان و ساکنان منطقه ی پیرامون مدرسه است ؛ و دَرَش همیشه به روی ایشان باز است ! مدرسه به مردم تعلق دارد نه صرفاً به دانش آموزان .
ای کاش می دانستیم ، می پذیرفتیم ، و عمل می کردیم که آموزش خانواده ها نیز از جمله وظایف اساسی مدرسه است .

و این آموزشی ، شامل :
• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی فرزندان خود با علم به اینکه خود ایشان نخستین منبع معتبر کودکان هستند .
• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی به وجود آوردن جو عاطفی سالم و خوشایند در خانه .
• کمک به والدین در آشنایی با برنامه های آموزشی مدرسه و چگونگی همکاری با مدرس زیر نظر مدیریت آن .
• کمک به والدین در چگونگی و محدوده ی کمک به فرزندان خود در انجام دادن تکلیف های درسی .
• کمک به والدین درشناخت شرایط و مقتضیات جامعه و جهان امروز در تشکیل و اداره ی خانه و خانواده .
• کمک و راهنمایی والدین در چگونگی ایجاد و نگهداری محیط زیست سالم .
• کمک به والدین در چگونگی هدایت فرزندانشان در حفظ محیط زیس

/ 1 نظر / 205 بازدید
مدیر سامانه

باسلام خدمت شما مدیر عزیز جهت ثبت نام پنل اس ام اس رایگان با همراه خط اختصاصی رایگان می توانید به آدرس ما مراجعه نمائید لطفا سایت اس ام اس هر مزگان را به نام ارسال و دریافت اس ام اس تبلیغاتی لینک کنید منتظر حضور گرمتون هستیم اس ام اس هرمزگان http://smshormozgan.ir