دیباچه
هنر ، از الفاظی است که در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. در لغت نامه ی دهخدا به معنای علم ، معرفت ، دانش ، فضل و فضیلت، فرزانگی ، کمال کیاست و بالاخره به معنای فراست و زیرکی نیز آمده است.
هنر، در اندیشه ی دینی ، درک یک حقیقت آرمانی است که در هنرمند ، دغدغه ی شدن را ایجاد می کند. هنرمند فاصله بین بودن و شدن را درک می کند و برای طی این فاصله به تلاشی عمیق می پردازد، تا چگونه شدن را متجلی سازد.
* جایگاه و نقش هنر در برنامه ی درسی دوره ابتدایی
هنر یک از مواد درسی دوره ی ابتدایی است که در جدول درسی پایه های اول و دوم ابتدایی ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم ، چهارم و پنجم یک هفته یک ساعت و یک هفته دو ساعت به آن اختصاص داده شده است.
پژوهشگران معتقدند که هر فرد برای زندگی در جامعه یا به اصطلاح شهروند خوب بودن، باید باهوش باشد؛ زیرا هوش با توانایی حل مسائل و کارآیی درمحیط طبیعی و واقعی ، ارتباط فراوان دارد.
در کتاب «چیستی ، چرایی و چگونگی آموزش عمومی هنر» آمده است که هوش ، قابلیت حل مسئله یا تولید وخلق یک محصول یا ساخت چیزی است که در یک فرهنگ ، ارزشمند شناخته شود.(گاردنر، 1982)
در کتاب «هوش های چندگانه در کلاس درس» به نقل از گاردنر گفته شده که هوش دارای انواعی است که مرکز هر یک از آن ها در قشر خاکستری مغز شناخته شده است. انواع هوش که تاکنون شناخته شده اند، عبارتند از :
1- هوش کلامی (زبانی): توانایی کاربرد درست واژه ها و عبارت ها به صورت گفتاری و نوشتاری است. این هوش در شاعران ، نویسندگان ، وکلا و روزنامه نگاران، برجسته تر است.
2-هوش منطقی – ریاضی: توانایی استفاده ی درست از اعداد و ارقام و بیان استدلال منطقی و درست در طبقه بندی ، استنباط ، تعمیم ، محاسبه ، آزمون و فرضیه است. این هوش در علمای منطق ، دانشمندان علوم تجربی و ریاضی دانان، برجسته تر است.
3- هوش فضایی- مکانی : توانایی تفکر در قالب شکل ها و الگوهاست و مستلزم شناسایی رنگ ، خط ، شکل فضا و رابطه ای است که میان این عوامل وجود دارد. به علاوه ، توانایی تجسم و بازنمایی این عوامل است. این هوش در نقاشان ، معماران، خلبانان ، دریانوردان و جراحان برجسته تر است.
4- هوش حرکتی – جسمانی: توانایی بهره گیری از کل یا بخش هایی از بدن برای بیان افکار و احساسات است و مهارت های فیزیکی خاص از قبیل تعادل ، هماهنگی ، چالاکی، قدرت، انعطاف پذیری ، سرعت و هم چنین قابلیت های لمسی را شامل می شود این هوش در ورزشکاران ، هنرپیشگان و جراحان برجسته تر است.
5- هوش موسیقایی: ظرفیت تفکر در حیطه ی موسیقی نظیر حساسیت نسبت به صداها و ضرب آهنگ های محیط زندگی ، درک الگوهای موسیقایی ، تشخیص اصوات و ساختن موسیقی است. این نوع هوش در موسیقی دانان و نوازندگان بیشتر دیده می شود.
6- هوش درون فردی: شناخت دقیق فرد از خویشتن ، علایق ، تمایلات ، ضعف ها و قوت ها ، حالات درونی ، قدرت خویشتن داری ، انضباط فردی و عزت نفس خود است.
7- هوش میان فردی (اجتماعی): توانایی درک احساسات و حالات روحی دیگران که مستلزم حالات چهره ، صداها ،ایما و اشارات است و به برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند. این نوع هوش در معلمان ، درمانگران ، فروشندگان و سیاستمداران برجسته تر است.
8- هوش طبیعت گرا: مهارت در شناخت و طبقه بندی گونه های مختلف – گیاهان و جانوران و محیط فردی یا سایر پدیده ها مثل تشکیل ابرها و کوه ها و توانایی تشخیص دادن موجودات زنده از غیر زنده است. این هوش در زیست شناسان برجسته تر است.
9- هوش وجودگرا: توجه انسان به مسائل زندگی غایی، کیستی انسان ، معنای زندگی، معنای مرگ ، سرنوشت نهایی انسان و جهان مادی و معنوی است. این مباحث را بیشتر افراد مذهبی یا فلاسفه بررسی می کنند.
بخشی از هوش ، جنبه ی زیستی و وراثتی دارد؛ بخشی از آن اکتسابی است و به تجربیات والدین و مربیان ، زمان و مکان تولد، پرورش فردی و اوضاع محیط وابسته است. همه ی افراد از همه ی مقوله های هوشی بهره مندند. اگر فرد از آموزش ، تشویق و استغنای محیطی کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود هر یک از مقوله های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملکرد، توسعه دهد. مقوله های هوشی از طریق شرکت در فعالیت های فرهنگی ارزشمند، به تحرک واداشته می شوند و توسعه می یابند. انواع هوش به تنهایی یا در ترکیب با هوش های دیگر می توانند در حوزه های هنر ، به کار گرفته شوند و از آن ها برای تولید یا فهم آثار هنری استفاده شود.
درس هنر دوره ی ابتدایی با «ارتباط با طبیعت » شروع می شود و سپس به رشته های نقاشی ، کاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه و نماش می پردازد. دانش آموزان در کنار این رشته ها با میراث فرهنگی نیز آشنا می شوند.
مطالعات مختلف نشان می دهد که فعالیت های هنری ، مهارت کلامی کودکان را وسعت می بخشند، قدرت بیان غیر کلامی آن ها را پرورش می دهند، بر صبر و تحمل و سعه ی صدر آن ها می افزایند و آنان را به نظم و انضباط و تمیزی پای بند می کنند.
فعالیت های هنری ، قلب و ذهن را پرورش می دهند ، قدرت یادگیری ، شناخت و تجارب مفید خود را در کنار هم قرار دهند، سازمان دهی کنند و به فهم و درک کامل تری نائل آیند. فعالیت های هنری زمینه ی مناسبی برای تجربه ی موفق در فرایند کار هستند. از این رو ، فرد با آگاهی از توانایی های خود ، به اعتماد به نفس بیشتری دست می یابد و این نیز می تواند زمینه ی تلاش بیشتر و موفقیت در امور دیگر را فراهم آورد. این ها کارکردها و نقش های اولیه ی فعالیت های هنری هستند که در صورت بها دادن به درس هنر و اجرای برنامه در ساعت مختص به آن اتفاق می افتند.
بنابراین ، می توان گفت که هنر ظرفیت های فراوانی را برای رشد مهارت های فرایندی دانش آموزان در اختیار معلم قرار می دهد. معلم با طراحی آموزشی مناسب برای ساعت درس هنر ، می تواند از قابلیت های مختلف این درس بهره گیرد.
شاید بتوان گفت که هنر به عنوان یک فرا برنامه ی درسی ، توان آن را دارد که محور ساماندهی آموزش در دوره ی ابتدایی باشد ؛ زیرا همه ی معلمان این دوره برای درس های مختلف از هنرهایی مثل نقاشی ، کاردستی ، شعر و سرود ، قصه ، نمایش و ... استفاده می کنند. البته این ها کارکردها و نقش های ثانویه ی هنر است که در سایه ی بها دادن به برنامه ی درسی هنر و فعال کردن این برنامه در ساعت مربوط به آن ، اتفاق خواهد افتاد.
در دوره ابتدایی ، فقط یک معلم آموزش همه ی درس ها را برعهده دارد. پس لازم است که او توانایی آموزش دادن همه ی درس ها را داشته باشد و آموزش مفاهیم و مهارت های درس های مختلف را در طول سال تحصیلی به گونه ای سامان دهد که دانش آموزان نگرش ها و تجربه های مورد نیاز برای زندگی را به دست آورند.